X
تبلیغات
رایتل

مُحرم های بیدگل....

دوشنبه 5 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 10:37 ق.ظ

در شهر ما"بیدگل" نیز مثل خیلی از شهر ها مراسم محرم آداب و رسوم خاصی دارد . اگرچه من به شخصه مراسم عزاداری در تهران را بیشتر دوست دارم چون به گمانم خالصانه تر است و معمولا اصل مجالس سخنرانی است ولی مراسم بیدگل نیز برایم دوست داشتنی است با وجودی که سؤالهای زیادی در رابطه با مراسم آنجا دارم.....  

  

مثلا این که چرا دسته های عزاداری تا نزدیک صبح مشغولند ؟در صورتی که در بیشتر شهر ها بعد از ساعت ده کمتر مجلسی هنوز برقرار است این در حالی ست که ممکن است نماز صبح مردم از دست برود!!! انگار معنای شب زنده داری را اشتباه فهمیده اند یا نمیدانند  علت اصلی قیام امام اقامه نماز و برقراری دین بوده .....


یا اینکه چرا باید در هیأتی که تعداد آنها از پنجاه نفر تجاوز نمیکند چهل تا طبل و دهل و سنج باشد انگار همین الان دارند کوس جنگ بر علیه یزیدیان میکوبند ؟!!... بیچاره آنها که در همسایگی حسینیه ها هستند . ...


یا این که چرا در صف جلوی بعضی از هیأت ها تعدادی از جوانها با کت و شلوارهای قهوه ای چرم و  ست شده باکفش های واکس زده ورنی !!!! در حالی که یقه پیراهنشان تا نیمه باز است !!!!خیلی با کلاس و آرام مشغول سینه یا زنجیر زدن هستند ؟؟....انگار در یک ارکست سمفونی شرکت کرده اند! ....و یا بعضی ها با موهای ژل زده و صورت تیغ زده مانند تازه دامادی که الان از آرایشگاه آمده و همین حالا در هیأت قرار است دختر مورد علاقه اش به خواستگاری او جواب بدهد آمده اند؟!!....



این که چرا  در بعضی از دسته ها که طولشان به ده متر هم نمی رسد بیش از ده تا علم ده پانزده متری!!! به سینه میکشند ؟....انگار قرار است به زور بازوی آنها اجر و مزد داده شود.....


این که چرا  برخی از خانم ها یی که به تماشای عزاداران میروند خیابان را با سالن مد لباس و آرایشگاه اشتباه میگیرند و آنچنان بزک دوزک میکنند  که انگار به عروسی ننه شان میروند؟؟.


این که چرا در برخی از دسته ها آنقدر افراد با فاصله از هم می ایستند تا همه بگویند عجب هیأت بزرگی ؟....انگار قرار است  رکورد طول بزنند و یا به طول دسته اجر و مزد میدهند ؟!!!..


اینکه چرا باید برخی از هیأت ها دم های زیبای قدیمی شان را با اشعاری که برای مردم خیلی مأنوس نیست عوض کنند؟....


این که چرا باید بعضی از دسته ها باهم کُری داشته باشند که وقتی از در حسنیه مذکور خارج میشوند تعدادشان نصف شود؟ ...و یا اینکه در آنجا آنقدر طبل هایشان را محکم میکوبند که نزدیک است همه کر شوند....انگار فقط در آن جا عزاداری کردن قبول است و یا افراد آنجا گوشششان سنگین است.!!!...



این که چرا نیم ساعت قبل از آنکه دسته ی عزا برسد همه مردم بیرون از حسینیه به استقبال می آیند و خطیب بیچاره در روی منبر برای خودش در حال سخنرانی است!....کسی نداند فکر میکند الان سال شصت و یک است و مردم به استقبال کاروان امام آمده اند.....


اینکه چرا بعضی از خانواده ها سوار ماشین میشوند و یک دسته را چندین بار درخیابانهای  مختلف از زوایای متفاوت میبینند؟....و گاهی نزدیکانشان را در آنها شناسایی میکنند !!!انگار به دنبال متهم و یا گمشده ای میگردند....


اینکه چرا برخی از مداح ها  وقتی میکروفن را به دستشان میدهند حاضر نیستند به هیچ قیمتی پس بدهند؟ در حالی که مردم در  زیر بارش برف و باران بیرون از حسینیه مجبورند آنها را همراهی کنند!!!...


اینکه چرا برخی از جوانها در حالی که هوا خیلی سرد است و مادرانشان نگرانند اصرار دارند لباسهای تابستانی بپوشند و  ازکلاه و شال گردن استفاده نکنند؟...انگار قراراست به هر کس که توان بدنی بیشتری دارد ثواب بیشتری بدهند!!!...    


نذری دادن هایمان نیز برای خودش حکایتی دارد....

نمی دانم بعضی از مردم چه اصراری دارند که نذری بگیرند در حالی که در یخچالهایشان چند ظرف غذای نذری از روز های پیش مانده است و هنوز نخورده اند و جالبتر این که همه شان گوشت لوبیاست نه غذای دیگری ....یکی به آنها بگوید عزیزم اگر اعتقاد داشته باشیم یک قاشق از هر یک از آنها میتواند کور مادر زاد را شفا دهد و نیازی به جمع کردن این همه غذا نیست... 

و بماند اینکه گاهی بر سر گرفتن غذا بر سرو کله هم میکوبندو کار به جاهای باریک میکشد!!!  ....

و عجیب تر آن که وقتی برخی از مُتموّلین غذای نذری میدهند اول برای فامیل و دوستان و نزدیکان پولدار تر از خودشان کنار میگذارند و بعد اگر چیزی ماند بین مردم تقسیم  میکنند.....


ولی با وجود همه ی این چرا ها من عاشق محرم های بیدگل  هستم.



      


 




     

نظرات (5)
دوشنبه 5 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 04:14 ب.ظ
چقدر خوب همه چیز رو گفته بودی
عالی بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از این که پست مرا در وبلاگت قرار دادی .
دوشنبه 5 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 06:01 ب.ظ
دختر چهل ستون و سی و سه پل!

سلام:

آنکه با تو چنین کرد (مرد) نبود،فقط (نر)بود.

مردان ایرانی را که یادت هست دختر عالی قاپو؟

همین چند سال پیش بود که بیش از سیصد هزار نفرشان در خون خود غلتیدند تا دست ناپاک اجنبی به دامان پاک تو نخورد!

همشهری منار جنبان!

سربداران را که میشناسی؟

همانهایی که نگاه شوم حرامیان مغول را به صورت معصوم دختران وطنشان تاب نیاوردند و سر بدار سپردند و ناموسشان را بدست پست اجنبی نسپردند.

نه!او که با تو چنین کرد مرد نبود!

مردان ایرانی شهره اند به ناموس پرستی.

و دختران این سرزمین را با هر عقیده و مرامی ناموس خود میپندارند.

دختر زاینده رود!

یادمان هست که برای پس گرفتن جسد یک دختر ایرانی که به دست مزدوران بعثی افتاد چند شهید دادیم تا جنازه دختر ایرانی هم روی شانه بیگانگان نباشد!

من!یک مرد ایرانی به تو قول میدهم که هنوز هستند ناموس پرستانی که حاضرند جانشان را فدا کنند تا دختر ایران زمین هراسی از نامردان پستی که با تو چنین کردند نداشته باشد.

و شرمنده ام جز اشکی که نثار زیبایی از دست رفته چهره معصومت کنم،در این عیادت مجازی،چیزی ندارم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همه ایرانیان با قربانیان این فاجعه همدردی میکنند. این جنایتکاران پست را باید صدها بار کشت .
سه‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 11:10 ق.ظ
سلام
عالی بود توضیحاتتون و صد البته تلخ
بارها و بارها نوشته ایم و گفته ایم ولی انگار چیزی نمی خواهد عوض شود شاید هر سال هم دریغ از پارسال
بهرحال هرجا دلتون شکست دعاکنید برای ظهور صاحبمون که تا نیاد همین آشه و همین کاسه
زنده باشید
یاعلی!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون از لطفتان شما هم ما را دعا کنید.
چهارشنبه 7 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 09:06 ق.ظ
سلام/باتشکرازمتن زیباوگویای شمادرزمینه وضعیت عزاداری محرم بیدگل.مطلب فوق درالمصباح لینک گردید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام و ممنون از لطف و توجه شما.
یکشنبه 18 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 01:07 ب.ظ
باعرض سلام
باکسب اجازه ازمحضرتان ،آدرس وب جنابعالی درالمصباح لینک گردید.
به امیدهمکاری بیشتر.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام .ممنون از لطف وتوجه شما.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد