X
تبلیغات
رایتل

گلی در کویر3....

دوشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1394 ساعت 11:30 ق.ظ

نیمه شعبان هم گذشت ولی مسافرمان نیامد....

کوچه ها را چراغانی کردیم ....شربت و شیرینی پخش کردیم ....آش نذری دادیم .....مولودی گرفتیم ولی مسافرمان نیامد....

خیلی از ما ادعا میکنیم که منتظریم ولی خودمان می دانیم که چند مرده حلاجیم....

خودمان می دانیم که سبب نیامدن مولایمان چیست؟ ولی به روی خودمان نمی آوریم....

 در روز ولادتش در صورتی که می دانیم علت غیبتش خود ماییم بدون حضورش جشن می گیریم....

دلمان را خوش کرده ایم به دعای عهدی که خواب آلوده می خوانیم ....به ندبه ای که معنایش را نمی دانیم ....و دعای فرجی که لقلقه زبانمان شده است....

جمکران زمانی می رویم که شلوغ نباشد...هوا سرد نباشد...خیلی هم گرم نباشد... بچه هایمان بی قراری نکنند....خودمان هم حالمان خوش باشد.....و می گوییم با این همه منتظر چرا مولایمان نمی آید؟!....

بیاید تا ما بگوییم چه؟...تا ما چه کار کنیم ؟...بیاید به امید یاری کداممان؟

بیاید تا بیش از این از دستمان غصه بخورد؟


ولی ای صاحب و مولای ما اگرچه ما چشم به راهت نیستیم و ادعایمان راست نیست تو خود می دانی که در گوشه گوشه ی دنیا مظلومانی هستند که چشم امید به آمدن تو دارند ...... کودکان یمن می دانند که انتقام خون مادرانشان را فقط تو میتوانی بگیری ....مادران شام و عراق دلشان خوش است که اگر جوانانشان پر پر شدند روزی با تو برمیگردند.....

پس بیا  و  در کویر خشکیده قلبمان گل کن و با قیامت ,قیامت به پا کن .....


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد