X
تبلیغات
رایتل

لذت دوری از دنیای مجازی .......

شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 11:43 ق.ظ

در بیشتر سالهای دوران تحصیلم موضوع اولین انشای مدرسه در هفته اول مهر این بود "تابستان خود را چگونه گذراندید؟"

با وجودی که انشای من خوب بود نمی دانستم چه بنویسم ولی  سعی میکردم با طول و تفسیر دادن هر آنچه در تابستان برایم گذشته بود انشای خوبی بنویسم. 

 ما یک خانواده پر جمعیت بودیم . پدرم خدارحمتش کند یک بی ام و قدیمی نارنجی داشت وسالهایی که نانوا بود به جهت شغلش نمی توانستیم خیلی مسافرت برویم.

ولی هر سال تابستان یکی دو هفته ما را می آورد تهران منزل پدر بزرگمان و در کنار خاله ها و دایی ها روزهای خوشی را می گذراندیم.

نمی دانم همه ما هفت هشت نفر چگونه در یک ماشین جا می شدیم ....الان ما چهارنفریم و موقع مسافرت دخترهایم در عقب ماشین دایم شکایت میکنند  که جایمان تنگ است.....یا ما خیلی ریزه میزه بودیم ....یا ماشین ها تنگ شده اند و یا....

خلاصه این که بقیه تابستان را هم در خانه با همدیگر مشغول بازی بودیم  یا کمک مادرمان قالی می بافتیم ...گاهی دلم برای آن روزها خیلی تنگ میشود....زندگی هایمان پر بار بود و پرجنب و جوش .....مثل بچه های الان نبودیم که پای تلویزیون  و تبلت و رایانه وقتشان هدر میرود.....

امسال اگر اول مهر مدرسه می رفتم خیلی چیزها برای نوشتن  این موضوع انشا داشتم....

هفته اول ماه مبارک رمضان به پابوس امام رضا (ص) رفتیم اگر چه بابت روزه خوردنمان عذاب وجدان داشتیم و با خجالت زیارت می رفتیم ولی خیلی خوش گذشت...

چند روز هم بعد از عید فطر یک مسافرت دسته جمعی به روستاهای اطراف کاشان داشتیم ...قمصر .نیاسر و مشهد اردهال ...آب و هوا عالی بود ولی من نمی دانم این چه عادت بدی است که بعضی از مردم دارند.... هر جای سر سبزی که می دیدیم پر بود از انواع زباله ...

چند روز پیش هم فرصتی پیش آمدبه  امامزاده زبیده خاتون در اطراف نراق و آب گرم محلات و غار نخجیر رفتیم ...پیشنهاد می کنم اگر نرفتید حتما بروید ....

در  اطراف این امامزاده با صفا و زیبا  زیر درخت چنار بسیار بزرگی اطراق کردیم و به اندازه همه عمرمان  در معرض وزش باد قرار گرفتیم انگار که در منجیل نشسته ایم. 

شب را هم  در کنارچشمه های آب گرم محلات گذراندیم و  آنقدر تا صبح صدای سگ و شغال و گرگ  شنیدیم که انگار وسط جنگل خوابیدیم نه کوهستان.... 

آب گرم هم نگویید ...بگویید آب جوش ....قدرت خدا از دل کوه  آبی به این زلالی و داغی می جوشید ولی به اندازه سر سوزنی بخار در اطراف آن دیده نمی شد....به نظرم از عجایب خلقت است.

غار نخجیر هم به زیبایی غار علی صدر نیست ولی واقعا دیدنی ست. و نمی شود توصیفش کرد .فکرش را بکنید در عمق سی متری زمین هوا آنقدر مطبوع بود که انگار صدها کولر و دستگاه تهویه روشن بود.

تعجب می کنم از کسانی که این همه زیبایی در اطراف شهر ها و در کشور خودمان را ندیده اند و برای مسافرت به کشورهای دیگر می روند....  

مسافرت  فرصت خوبی ست  برای باهم بودن  در دنیای حقیقی و واقعی و دور بودن از دنیای مجازی ...

نظرات (2)
شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 12:12 ب.ظ
ایشالا همیشه به گردش
.
.
ودورشدن ازدنیای مجازی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
ممنون.
سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 02:15 ب.ظ
سلام بسیار زیبا
لازم دانستم بابت نبود بخار آب و شبهه ایجاد شده سوالی درمورد دمای هوا از خدمتتان بپرسم شاید گرمای هوا باعث ندیدن بخار شده شاید هم واقعا از عجایب این آب گرم بوده که هردو مربوط به قدرت خداست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هوا خنک بود چون بالای کوه بودیم .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد