X
تبلیغات
رایتل

ما و ابلیس..

چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 10:46 ق.ظ

نمی دانید چقدر خوشحالم ...آنقدر که دوست دارم همه را در این خوشحالی شریک کنم...

به طور کلی هیچ چیز به اندازه آموختن یک مطلب جدید و به درد بخورمرا به وجد نمی آورد...

مطلب به درد بخور یعنی مطلبی که واقعا به درد بخورد و به یکی از مسایل مهم و حیاتی  و اعتقادی بشر مربوط میشود نه این همه مطالب علمی که  نه تنها باری از دوش ما برنمیدارند بلکه زندگی مادی و معنوی مارا سخت تر میکنند و سوالات و درگیریهای ذهن ما را بیشتر ....

امروز سالروز ولادت امام رضا (ع) توفیق یافتم به جلسه استاد پناهیان بروم.غیر ممکن است در جلسه استاد پناهیان شرکت کنم و مطلب جدیدی یاد نگیرم....و یا پاسخ سؤال و یا شبهه ای که در ذهنم دارم را نگیرم. 

همیشه برایم جای سؤال بود که چرا در قرآن به داستانهایی اشاره شده است که ظاهرا به درد ما نمی خوردو هزاران سال پیش اتفاق افتاده مِثل داستان آدم و ابلیس...

در شروع بحث استاد به حدیث سلسله الذهب که امام رضا (ع) در نیشابور فرمودند اشاره ای کرد و ادامه داد امام علی (ع) در نامه ای از نهج البلاغه خطاب به معاویه می فرماید:مَثَل من و تو مَثَل آدم است و ابلیس.....

خلاصه مطلب  این بود:

ابلیس  هزاران سال خداوند را عبادت کرد ولی به عباداتش مغرور شد و نسبت به آدم حسادت کرد و باعث شد از فرمان  خداوندسرپیچی کند و تا ابد طرد شود.

مَثَل  بسیاری از ما آدم ها نیز مَثَل ابلیس است که حاضریم هرگونه عبادت و تکلیفی را انجام دهیم ولی نسبت  به کسانی که از ما به درگاه خداوند مقرب ترند کرنش نکنیم چرا که فقط خداوند را شایسته اطاعت می دانیم و غافلیم از اینکه خود خداوند  مارا امر به اطاعت اولیایش کرده است .

و در حدیث معروف امام رضا (ع) نیز اشاره به همین مطلب شده است که شرط پذیرش توحید اطاعت از اولیای خداست  وگرنه عبادت ما نیز مانند هزاران سال عبادت شیطان بی ارزش میشود. 

در ادامه استاد برای تقویت پذیرش ولایت و اطاعت از اولیای خداوند چند سفارش نمودند:

اول این که  زیارت جامعه کبیره را با تدبر وتفکر بخوانیم 

دوم اینکه زیاد به زیارت اولیا و امامان برویم

و سوم اینکه دوستانشان را دوست بداریم ودر مجالس منسوب به آنها بیشتر شرکت کنیم.

اینها سبب میشود در امتحانی که خداوند از تمام بندگانش  میگیرد سر بلند خارج شویم .همان امتحانی که ابلیس در  آن سرافکنده شد. 

       

نظرات (3)
چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 10:35 ب.ظ
سلام
فروتنی ست دلیل رسیدگان کمال



سخن بجا چو بود رتبه اش زیاده شود

کز اعتبار فتد چون نگین پیاده شود

ز گریه بستگی کار دل زیاده شود

که تر چو شد گره سخت بدگشاده شود

کنند پردهنش را ز گوهر شهوار

دهان هر که بجا چون صدف گشاده شود

رسد ز باد مخالف سفینه اش به کنار

چو موج هر که درین بحر بی اراده شود

فروتنی است دلیل رسیدگان کمال

که چون سوار به منزل رسد پیاده شود

به جستجوی تو چون نی نبسته ام کمری

که گر به آتش سوزان روم گشاده شود

ز بندگی نکند عار نفسهای خسیس

که اعتبار سگان بیش از قلاده شود

کند تحمل بسیار مرد را بی وقر

کمان چو تن به کشیدن دهد کباده شود

به صبح جای نفس زود تنگ خواهد شد

به قدر تنگی اگر دل مرا گشاده شود

به نقش کم ز بساط زمانه قانع باش

که نقش بیش چو شد چشم بد زیاده شود

به جوی رفته دگر بار آب می آید

که خاک باده پرستان سبوی باده شود

شکسته دل مشو از سخت رویی ایام

که مومیایی از صلب سنگ زاده شود

به فکر عقده ما هیچ کس چو نی نفتاد

مگر به ناخن برق این گره گشاده شود

ز آب تلخ شود بیش تشنگی صائب

ز باده رغبت میخوارگان زیاده شود

چه حاجت است دعا دل چو بی اراده شود

کف نیاز بود هر زمین که ساده شود

صائب تبریزی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب اوحدی زاده
ممنون بابت وقتی که برای خواندن و نظر دادن صرف میفرمایید.
شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 04:46 ب.ظ
سلام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام،
جناب رمضانی،کم پیدایید.
به گمانم وبلاگتان را تعطیل کردید ،
چهارشنبه 11 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 09:14 ق.ظ
سلام
نه یه چند وقتیه برگشتم
کج دار و مریز هستیم خدمت دوستان
پست اخیر رو رویت کردید؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله سرزدم .نظر هم دادم ولی ظاهرا ثبت نشد.
موفق باشید و عاقبت به خیر.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد