گلی در کویر

گلی در کویر

به انتظار روییدن گلی در کویر قلبمان.
گلی در کویر

گلی در کویر

به انتظار روییدن گلی در کویر قلبمان.

جوجه رو آخر پاییز می‌شمرند.

با این کلاس های مجازی، خانواده ما دچار یک چالش جدید شده است....

دختر بزرگم با خودش خیلی درگیر شده است و می‌خواهد بداند که آیا تقلب کردن در سر امتحان مجازی که معلم ها خودشان می‌دانند بچه ها می‌توانند و تقریبا همه تقلب می‌کنند کار درستی است یا نه؟! 

و بعضی از آنها با علم به این موضوع ، امتحان را سخت تر و با زمان کمتر برگزار می‌کنند و عملا اگر کسی تقلب نکند کلاه گشادی سرش می‌رود و چون همه این کار را انجام می‌دهند بدتر از بد می‌شود، چون بقیه می‌گویند چقدر تنبل بوده که با وجود تقلب نتوانسته نمره خوبی بیاورد....

و کسی مثل دختر من که فکر می‌کند تقلب کردن کلاه سر معلم  و خودش گذاشتن است و وجدانش او را اذیت می‌کند،  به ظاهر کلاه گشادی سرش   می‌رود... 

این حکایت  زندگی خیلی از  ما آدم ها ست، که گاهی با انواع لطائف الحیل، مثل دروغ،  دزدی، رشوه و ربا و ریا فکر می‌کنیم چقدر زرنگی میکنیم و در زندگی نمره قبولی بالا می آوریم، غافل از این که خودمان می‌دانیم چند مرده حلاجیم و  نتیجه ای که به دستمان آمده محصول تقلبی است که کرده ایم و دیر یا زود نتیجه واقعی را خواهیم دید....

این کلاس های مجازی، اگر برای آموزش بچه ها چندان موثر نیست به گمانم  در  تربیت اخلاقی آنها می‌تواند تاثیر  زیادی  داشته باشد.  

 

به تو از دور سلام....

یک هفته مانده به اربعین.... نمی‌دانم در دل افرادی که چند سالی بود که این موقع  در راه کربلا بودند چه می‌گذرد؟  حتی من که هنوز  توفیق نداشته ام اربعین  بروم و همیشه از راه دور و پای تلویزیون ، با پای دل، پا به پای آنها میرفتم... دلم آشوب است و هنوز باور نمیکنم که ایرانی ها نمی‌توانند بروند...

 با این که درست نمی‌دانم و نمی‌فهمم ولی عقل ناقص  و دل سیاه من حکم میکند که حتما  کفران نعمتی کردیم که این بلا به سرمان آمده است... 

گاهی فکر میکنم اگر ما مسجد و امامزاده ها  و زیارتگاه ها و حتی قبرستانها را نداشتیم چگونه می‌توانستیم زندگی کنیم.؟... 

اصلا آنها که اعتقادی به این ها ندارند وقتی دلشان می‌گیرد چه می‌کنند.؟!... درست است که خداوند در دل ماست  و هر لحظه  و هر کجا می‌توانیم با او ارتباط برقرار  کنیم ولی قبول کنید آرامش و معنویت و نورانیتی که اماکن مذهبی دارند، چیز دیگری است... 

از ته دل دعا کنیم هر چه زودتر این بلا از سرمردم دنیا رفع شود بلایی که  با دستان خودمان درست کردیم.... 

من که  واقعا دلم برای دور همی های خانوادگی، بغل کردن  و دست دادن با دوستان و آشنایان و  بوسیدن عزیزانم تنگ شده... دلم برای شلوغی حرم   امام رضا تنگ شده... دلم برای  هوای گرم کربلا تنگ شده.... دلم برای گوشه خلوت خانه پدری مان در حرم امام علی تنگ شده... دلم برای همه چیزهایی که داشتیم و قدرشان را نداشتیم تنگ شده.....  

بوی کرونایی ماه مهر.

خب به سلامتی بعد از هشت ماه مدارس باز شد....ظاهرا هنوز تکلیف هیچ کس مشخص نیست... هر مدرسه در هر منطقه بنا به شرایط و به سلیقه کادر مدرسه  و مدیر و بعضا والدین اداره می‌شود و برنامه ای اجرا می‌کند. البته همین شیوه دست و پا شکسته و نصفه نیمه مجازی و حضوری ، از تعطیلی کامل ، باز هم بهتر هست و بچه ها از بلاتکلیفی و بخور و بخواب و تنبلی دور می‌شوند.... 

حالا مدرسه ها شده باب  طبع  بچه ها، حضور غیاب ندارند، یکی دو ساعت بیشتر در روز کلاس ندا رند، در حال دراز کش در رختخواب، گوشی به دست، البته گاهی هم به دست پدر و مادر... 

والدین هم که تکلیفشان با خودشان معلوم نیست، مدارسی که گفته اند حضوری هم کلاس داریم، اعتراض می‌کنند، اگر بچه ما کرونا گرفت چه کسی جوابگو است؟! 

مدارسی که گفته اند کلاس حضوری نداریم، والدین می‌گویند این که نشد درس و کلاس! بدون کلاس بچه ها چیزی یادنمی‌گیرند....

کادر مدرسه هم چشم و گوششان به نظرات کارشناسانه!!! آموزش و پروش.... 

 خلاصه اوضاع بلوشویی شده بدتر از قبل.... 

فقط خدا به خیر بگذراند با این شیوه درس و مشق، چه بازدهی و نتیجه ای در آخر سال خواهیم داشت..؟  

شکست عشقی...

مدتی  بود حال افرادی را داشتم که شکست عشقی خوردند. حوصله نوشتن مطلب جدیدی نداشتم، حوصله خواندن، مهمانی رفتن و خیلی کارهایی که دیگران از انجام آن لذت می‌برند.... 

راستش را بخواهید علتش این بود  که دست رد عجیبی به سینه ام خورد، باور نکردنی... سنگین و محکم... 

فکرش را بکنید سالها آرزوی دیدن عزیزی  را داشته باشید و همه شرایط مالی و  غیره آن جور شود و در آخرین لحظه  خبر بدهند یار اذن ورود  نمی‌دهد..... 

حدود ده سال پیش برای حج تمتع ثبت نام کردیم و سه سال پیش  نوبت ما هم شد ولی شرایط تشرف نداشتیم تا این که امسال با کلی امید و آرزو و جمع و جور کردن اوضاع توانستیم ثبت نام کنیم..... ولی درآخرین روزها اعلام کردند به دلیل کرونا اعزام حجاج کنسل شده است.

حال عاشقی را داشتم که بعد ازسالها انتظار، معشوقش دست رد به سینه اش زده است.

همه سعی کردند ما را دلداری بدهند... یکی گفت قسمت نبوده.... یکی گفت بهتر نرفتید، اگر در این اوضاع می‌رفتید و کرونا می‌گرفتید چه؟.... دیگری گفت خدا فقط مصلحت هر کس را می‌داند... دوستی گفت.،اگر با تو نبودش هیچ میلی.      چرا ظرف تورا بشکست لیلی؟! 

خلاصه هر کس چیزی گفت و من در این اندیشه که چه کرده بودم که یار نپسندید مرا؟

ولی بعد از عید غدیر و عنایت حضرت امیر اندکی حالم بهتر شد و  تصمیم گرفتیم  امیدوارانه یکسال دیگربه انتظاربنشینیم....


حاجی ما حج رفتن شکرشکر هیلوش بسن شی تنگ شکر


بهتر از بهشت...

دیروزصبح جمعه  با خانواده  تصمیم گرفتیم برای کوهنوردی و هوا خوری به حوالی جنگل های لویزان برویم.... صبحانه را آماده کردیم و صبح زود زدیم بیرون. هوا بسیار مطبوع بود، سعی کردیم تمام شرایط بهداشتی را رعایت کنیم و به مکان دنج و خلوتی برویم تا هم از کرونا در امان باشیم و هم دکتر نمکی ناراحت نشود!!!

خلاصه خیلی خوش گذشت مخصوصا به بچه ها بعد از این همه خانه نشینی و قرنطینه... شما هم اگر فرصتی پیش آمد حتما به اتفاق خانواده به طبیعت بروید...

دختر کوچک من خیلی با احساس است و دائم می‌ پرسید یعنی بهشت از اینجا زیبا تر است؟!... 

در مسیر بازگشت از کنار شهرک شهید دقایقی رد شدیم که درست درمیان جنگل و در بین درخت های انبوه بود، همان شهرکی که محل زندگی خانواده سردار سلیمانی است... به دخترم گفتم سردار سلیمانی اینجا زندگی می‌کرده، حالا فهمیدی بهشت خیلی بهتر از اینجاست که امثال سردار سلیمانی برای رسیدن به آنجا از این زندگی خوش و خرم می‌گذرند و در بیابان‌های عراق و بین جنگ و خون  به دنبال آن می‌گردند و حتما در بهشت چیزهای خیلی بهتر و زیباتر از دارو درخت و غذاهای لذیذ هست که آنها را به دنبال خودش می‌کشاند.

برترین جاى بهشت کجاست؟

خود کشی پسر باهوش !

خب به سلامتی مردم آمریکا هم بعد از چهار صد سال از خواب بیدار شدند و فهمیدند کجا چه خبر است؟!! 

فهمیدند همه چیز نظم ظاهری و قانون نوشته و پول و ثروت  باد آورده حاصل چپاول ملت های بدبخت و فروش اسلحه برای به جان هم انداختن سایر کشور ها نیست .... 

البته امیدوارم  این بیداری تداوم داشته باشد و دوباره مثل کبک سرشان را در برف فرو نبرند ....

  تاریخ  آمریکا و نحوه شکل گیری این کشور حدودا چهار صد ساله خیلی جالب است .....، یک عده اروپایی به این سرزمین آمدند و سرخ پوستان بومی  آنجا را قتل و عام کردند و مدعی کشف این قاره شدند  و بعد با بردگی سیاهان آفریقا آنجا را آباد کردند و مدعی کدخدایی بر کل دنیا شدند و هر کجای دنیا جنگ و خونریزی است  ،رد پای آنها هم دیده میشود و  مدعی دفاع از حقوق بشر هم هستند .....

جالب تر این که این گانگستر های وحشی  ، شده اند الگوی تمام عیار یک عده ی دیگر در سراسر دنیا و سرزمینشان، مکان آمال و  آرزو هایشان ....

جالب  تر تر این که همه آنها که برای کوچک ترین حادثه ای که اتفاق می‌افتاد ابراز فضل میکردند  و نظر می دادند ... حالا به کلی نظری ندارند و لال شده اند ، چون تمام محاسباتشان به هم خورده و دیگر نمیتوانند نظم و قانون و پیشرفت و تکنولوژی آنها را به رخ ما بکشند ..... حال پدر و مادری را پیدا کرده اند که یک عمر استعداد پسر همسایه را مانند پتک بر سر فرزندشان می‌کوبیدند و امروز متوجه شدند آن پسر باهوش و با استعداد و همه چیز تمام  ، دزد و قاتل و کلاه بردار  از آب در آمده و خودکشی کرده ....

پازل شورش در آمریکا | خبرگزاری فارس

دومینوی زندگی .

چند شب پیش که تهران لرزید ، به گمانم هر کس بیدار بود متوجه شد ، ......شاید اگر یک یا دو درجه بیشتر بود یا حتی زمانش ،چند ثانیه بیشتر طول میکشید ممکن بود یک فاجعه بزرگ  رخ بدهد ...خیلی از ساختمانها و خانه ها ویران میشد ...

مثل دفعه پیش که زلزله شد از دست دختر کوچکم خیلی خندیدیم ، اول این که یک کیف پر از عروسک و دفتر کتاب جمع کرد ، تا اگر مجبور شدیم برویم بیرون با خود ببریم ، بعد هم با ناراحتی گفت اگر همه مردید و من زنده باشم چه کنم ؟ اگر مدرسه جلسه بود کی با من میاد ؟!! دختر بزرگم هم دا یم سربه سرش می گذاشت ....

بعد از مدتی که اوضاع آرام شد ، گفت : زندگی ما آدم ها مثل بازی دومینو است ، کلی با زحمت چند سال خانه و زندگی می سازیم و می چینیم و بعد با یک تکان کوچک  ، مثل زلزله همه چیز خراب میشود ...!!!!

کف کردم ... نه به آن افکار ساده اش  نه به این سخن حکیمانه اش ... نمی دانستم کدام را ملاک عقلش قرار دهم  ....

به یاد سخن آیت الله بهجت افتادم با این مضمون که  کودکان بزرگترین معلم عرفان هستند .

 اگرما به زندگی و دنیا  مثل کودکان نگاه میکردیم  ، این قدر همه چیز را جدی نمیگرفتیم.

راستی ساعت هفت بعد از ظهر تا هشت، یک برنامه زیبا شبکه چهار نشان میدهد ، در مورد افرادی که یک بار تجربه مرگ داشته اند ، دوست داشتید ببینید خیلی جالب است ....

دنیا بازیچه است و آخرت حیات حقیقی



رمضان متفاوت !

امسال ماه رمضان ، به علت کرونا ، برای خیلی ها متفاوت است ... بعضی ها که دوست داشتند روزه بگیرند به علت بیماری یا ترس از بیمار شدن ، روزه نمی گیرند ، بعضی ها هم که  دوست نداشتند روزه بگیرند بهانه پیدا کردند تا روزه نگیرند .... و به طور کلی ماه رمضان متفاوتی شده است ... افطاری دادن  و  مهمانی ها کمتر شده ، با بسته شدن مساجد و جلسات سخنرانی و هیئت ، بعضی ها سوت و کور شده اند...مخصوصا آنهایی که عادت داشتند خیلی بهشان سخت میگذرد ...

برای ما هم  ، ماه مبارک متفاوتی است چون دختر کوچکم امسال به تکلیف رسیده و باید روزه بگیرد ...سعی میکنیم افطار و سحر را خوش بگذرانیم .... کلا دختر پر روزی و خوش شانسی است ، از شانس خوبش ،  مدارس هم تعطیل شده  و میتواند به اندازه کافی بخوابد و استراحت کند و خیلی به او سخت نمیگذرد ، و ما هم سعی کردیم جلسات قرآن و دعا خوانی دور همی  در خانه داشته باشیم و نماز هایمان را به جماعت بخوانیم تا حال و هوای مسجد و هیئت را هم  به خانه بیاوریم . چون به نظر من و همسرم هیچ چیز به اندازه محیط معنوی خانه و خانواده نمی تواند در رشد معنوی و تربیت بچه ها تاثیر داشته باشد ،  پیشنهاد میکنم شما هم امتحان کنید خیلی جذاب است و جواب میدهد ان شاالله.

بهترین اعمال مستحبی ماه مبارک رمضان چیست؟

بهترین معلم ...

چند روز پیش ، روز معلم بود .

با خودم فکر میکردم بهترین معلم من در زندگی چهل ساله ام  چه کسی بوده ؟ از کدام بیشتر درس آموختم ؟ کدامشان بیشترین تاثیر را در زندگی من داشته اند ؟ 

البته معلم  ،فقط معلمان رسمی دوران تحصیل نیستند ، مادر و پدر یا یکی از اعضای خانواده میتوانند معلم ما باشند ... یکی از دوستان یا همکلاسی های ما  ، حتی نویسنده کتابهایی که خوانده ایم میتوانند معلم ما باشند .... یا سخنرانها و اساتیدی که پای صحبتشان بوده ایم ،  چه به صورت حضوری چه غیر حضوری مثل فیلم و صوت  ......

از هر کدام چیزی آموخته ایم و شاید پیدا کردن مؤثر ترین و بهترین آنها کار سختی باشد .ولی هر چه فکر میکنم ،  من به شخصه از هیچ فردی به اندازه استاد پناهیان ، مطالب مفید ، جدید  و کاربردی و مؤثر در زندگی ،  نیاموخته ام  ... حدود بیست سال به صورت حضوری و غیر حضوری  پای درس و منبرشان  بوده ام و غیر ممکن است پای  صحبتشان،   پاسخ سوالی و  یا مطلب جدیدی  دریافت نکنم .

ای کاش میتوانستم   برای دست بوسی خدمت تمام  معلم های زندگی ام برسم و از آنها تشکر کنم ، چون همه آنهابه گردن من حق دارند ... ولی هر وقت یادشان میکنم  ،دعا گویشان هستم ... ان شاءالله که عمری با عزت داشته و عاقبت به خیر شوند .


مجموعه مدارس دخترانه و پسرانه سرای دانش | جزئیات خبر

یک پیشنهاد کرونایی...

مطمئن هستم خیلی از خانواده ها از این همه خانه نشینی خسته شده اند و اگر کرونا نگیرند ممکن است  افسردگی  بگیرند ...یا خودشان را بکشند یا یکی از افراد خانواده شان را ...مخصوصا مادر ها که از بهانه گیری بچه ها خسته و کلافه شده اند ...

الان که فصل بهار است و  هوا مطبوع  ،به شدت  بدن نیاز به هوای تازه و طبیعت سرسبز دارد ، بنابراین اگر حیاط بزرگ و گل و باغچه در دسترس ندارید ، هر روز یا یک روز در میان با همدیگربه فضای سبز یا طبیعتی دور از مردم و شلوغی مثل دشت ها و کوه های اطراف شهر یا  در شهرهای بزرگی مثل تهران به پارک ها و فضا های سبز  خلوت و متروک   بروید و نفسی تازه کنید ، از گرمای دلپذیر خورشید استفاده کنید ، ساعتی روی چمن و خاک ، پابرهنه قدم بزنید و از نیروی  زمین انرژی بگیرید، گل  ها را بو کنید ، به صدای آواز پرنده ها گوش کنید ، بخوابید و ساعتها به آسمان پهناور و حرکت ابرها خیره شوید و بگذارید باد بهاری  تن و بدنتان را نوازش کند ... با بچه ها بازی کنید و با هم بدوید تا هورمونها و آنزیمهای مفید در رگهایتان  به جریان افتد ... این کار باعث می شود سیستم ایمنی بدنتان هم در برابر بیماری قوی تر شود ....  لطفا این پیشنهاد مرا  جدی بگیرید تا کار به جاهای باریک کشیده نشود .

البته سعی کنید تمام موارد بهداشتی را هم رعایت کنید تا وزیر بهداشت و کارکنان حوزه سلامت از دست شما ناراحت  و عصبانی نشوند ...

لذت نقاشی طبیعت - Selsele Gasht Parse