جوابم را گرفتم ...

سه‌شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 04:47 ب.ظ

چقدر جالب! من بیش از چهار پنج قسمت از برنامه ماه عسل را ندیدم ، در یکی از برنامه ها ، سؤالی که در پست قبلی گفتم برایم ایجاد شد و در برنامه ی دیگری جوابم را گرفتم ....

دیشب مهمان  این برنامه  چند نفر ازاهالی روستای قلعه گنج در استان کرمان بودند ....

روستایی که در شش هفت سال پیش ،  از کمترین امکانات  برخوردار نبود و بیشتر اهالی تصمیم داشتند مهاجرت کنند ولی با کمک و حمایت یک   بنیاد خیریه و  همت و تلاش ساکنین آنجا ، امروز آن روستای بی آب و علف و خشک و محروم ، پر شده است از مزارع سرسبز و کشتزار های آباد و نخلستانهای  زیبا ، کار گاه و کارخانه های فعال و مردم شاد و امید وار و مشغول کار .....

واقعا هر سرزمینی که مردمش امیدوارانه برای آبادانی اش تلاش کنند میتوانند و لایق داشتن زندگی راحت و زیبا هستند ..

شاید مهاجرت کردن خیلی راحت تر باشد ولی مطمئنا آباد کردن سرزمینی که زادگاه ماست اگر چه سخت تر است ولی حتما شیرین تر و درست تر است ..

شاید مثالی که میزنم  خیلی درست نباشد و یا به مذاق برخی خوش نیاید ولی مگر نه این است که کشور آمریکا که برخی آن را امروزه مهد رفاه و آسایش  میدانند روز گاری نه چندان دور سرزمینی  وحشی و بی آب و علف و محل تاخت و تاز سرخپوستان بومی آنجا بود ....

بگذریم جوابم را گرفتم....ای کاش همیشه اینقدر زود جواب پرسشهایمان را می گرفتیم .

یک سوال دارم ....

پنج‌شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1397 ساعت 05:18 ق.ظ

چند شب  پیش مهمان برنامه ماه عسل ,؛ خانم و آقای پزشکی بودند که در یکی از شهر های مرزی و دور افتاده و بسیار بد آب و هوای سیستان بلوچستان مشغول خدمت بودند ...روستایی که از حداقل امکانات اولیه محروم بود ...بدون آب و برق ... هیچ امکاناتی نداشت..نه زمینی برای کشاورزی  بود  نه آبی برای آبادانی ... 

..یک زندگی کاملا بدوی  که تصورش هم برای ما سخت است ...

این که کار این زوج بسیار قابل تحسین است و من چقدر به وارستگی آنها غبطه خوردم بماند ..ـ.

ولی همیشه برای من این سوال بوده و هست که چرا و چگونه این  آدمها حاضرند در  این مناطق زندگی کنند و این همه سختی را تحمل کنند ؟....چرا  به نزدیکتر ین شهر با امکانات مناسب کوچ نمیکنند تا زندگی بهتری  داشته باشند؟... 

خواهشا اگر جواب این سوال را میدانید به من هم بگویید تا بدانم ....

یک پیشنهاد .

یکشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 07:51 ق.ظ

دیروز کار نمایشگاه کتاب هم تمام شد ...

تا چند هفته دیگر هم مدارس تعطیل خواهد شد ...

بنده همیشه یک پیشنهاد داشته ام که نمیدانم چه جوری و کجا و به چه کسی باید بدهم ....

ظاهرا یکی از دغدغه های مهم در عرصه کتاب و کتاب خوانی ، تهیه و تولید کاغذ و گرانی آن و مسائل محیط،زیست و آسیب رساندن به جنگل و درختان است ....

آمار درستی در دست ندارم ولی فکر میکنم با این تعداد دانش آموز و کتابهایی که هر سال چاپ میشود ، اگر آموزش و پرورش تمهیداتی فراهم میکرد که در پایان سال تحصیلی همه دانش آموزان کتاب ها  ، جزوه ها ، دفتر ها و حتی کتابهای غیر درسی غیر قابل استفاده شان را  مستقیم به مدرسه تحویل می دادند تا در تهیه کتابهای سال بعد، پس از بازیاف استفاده میشد به گمانم  به میزان زیادی در این کار صرفه جویی میشد .

گاهی فکر میکنم بعضی از مشکلات را خیلی راحت میتوان حل کرد ولی نمیدانم چرا ما آدم ها دوست دا ریم  لقمه را دور سر خودمان  بچرخانیم  ، درست مثل ماجرا و داستان بعضی از سریالها که حرص بیننده را در می آورند .


Image result for ‫قطع درختان و کتاب‬‎


به کجا چنین شتابان .....

سه‌شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 09:37 ق.ظ

خدا رو شکر که بزرگترین معزل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی کشور که مدتها فکر برخی از مردم و مسئولین را درگیر خود کرده بود با کمک تکنولوژی یعنی فیلتر شکن تلگرام حل شد .

...بیچاره  دلسوزانی  که دغدغه استفاده از کالای ایرانی  دارند.  مردم ما حاضر نیستند از یک شبکه پیام رسان داخلی که نقش چندان مهمی  هم در زندگی شان ندارد و کیفیت آن هم چندان مهم نیست ، استفاده کنند ، در صورتیکه میدانند  تلگرام چه سودی از کشور ما به جیب میزند ، و فکر میکنم اگر در کشور ما فیلتر شود و کلا مردم استفاده نکنند به فلاکت بیفتد ، چون طبق آمار در بسیاری از کشور ها ممنوع است و در کشور ما از همه جا بیشتر استفاده میشود ...

ولی با وجود این  وقتی خبر فیلتر شدنش پیچید ، بسیاری مانند معتادان در به در  به دنبال فیلتر شکن بودند تا از قافله اطلاع رسانی  عقب نباشند ..... 

تعجب میکنم از این همه فقر فکری و وابستگی فرهنگی ...

دیروز وقتی در برنامه خانواده با پرفسور داریوش فرهود ، پدر علم ژنتیک ایران ، مصاحبه میکردند که می گفت اصلا موبایل ندارد و لزومی به استفاده از آن نمی بیند  ،  چقدر بیشتر بر  بد بختی  خودمان غصه خوردم که در قبال عقب نماندن از قافله تکنولوژی چه چیز ها که از دست ندادیم .....


Image result for ‫تلگرام‬‎


آدم های با معرفت !

یکشنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1397 ساعت 06:04 ب.ظ

تعطیلاتی که گذشت به بیدگل ،زادگاهم  رفتیم و تصمیم گرفتیم سری،به خانه ی قدیمی پدری مان بزنیم ...

اول  ، به خانه خاندان بنی طبا ،  که از آثار تاریخی شهر و زیر نظر میراث فرهنگی ست رفتیم ... مرد به ظاهر با کلاسی از خانه بیرون آمد و در خانه را قفل کرد ،گمان کردیم ، مسئول آنجاست ،از  او خواستیم اگر ممکن است اجازه بدهد  ،بازدیدی از خانه  داشته باشیم و او هم با کمال بی ادبی گفت خانه خودم است و  اجازه نمیدهد و سوار ماشین گران قیمتش شد و رفت ...جالب اینجاست که تابلوی میراث فرهنگی هم بر سر در خانه بود .

 پس از تماس با یکی از نوادگان بنی طبا ، در  کمال نا با وری متوجه شدیم  پس از واگذاری این خانه قدیمی به قیمت بسیار ناچیز به  میراث فرهنگی ، شهرداری با وقاحت تمام   این خانه تاریخی را به مسافرین و توریست ها اجاره میدهد ..... تعجب کردم چرا مردم شهر اجازه چنین کاری را  داده اند ....

بگذریم ....

سری به خانه پدری خودمان زدیم که تقریبا نیمه خرابه شده بود ....در زدیم خانواده افغان به ظاهر فقیری با شرایط اولیه در آنجا  زندگی  میکردند ....

وقتی متوجه شدند زمانی ما در آنجا ساکن بودیم و اجازه خواستیم داخل خانه را ببینیم با گرمی  از ما استقبال کردند ، انگار سالهاست که ما را می شناسند ....

 این دو خانواده با هم قابل مقایسه نبودند ....با خودم گفتم  واقعا که ثروت و علم و سواد ، معرفت و اخلاق نمی آورد ....


Image result for ‫ادم های با معرفت‬‎



چهل سالگی ....

دوشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1397 ساعت 08:53 ق.ظ

بیست روز  از سال جدید گذشت ........ 

به همین سرعت زمان میگذرد و ما را با خودش،میبرد .

اسفند ، وارد چهل سالگی شدم  ، هنوز باورم نمیشود که چهل سال از عمرم میگذرد و من چهل سال در این دنیا زندگی کرده ام ...انگار همین دیروز بود که به کلاس،اول رفتم ، همین دیروز، به دانشگاه رفتم  ، همین دیروز ازدواج کردم ....

چهل سال یک عمر است ولی برای همه  ،  یک چشم بر هم زدنی میگذرد ...من همیشه می‌ترسیدم به این سن برسم و  باز نفهمم که برای چه به دنیا آمده ام  و امسال رسیدم و هنوز نفهمیده ام ....

امسال عید هم خیلی به من خوش نگذشت و در فکر همین بودم ...

به نظرم سنم کامل شد ولی هنوز عقل و درک و فهم من از زندگی خیلی خیلی کم است ...

این را زمانی بیشتر احساس کردم که در تعطیلات  نوروز با دوستان زمان نوجوانی قرار گذاشتیم  تا همدیگر را بعد از بیست سال ببینیم ، چه روز جالبی بود ، ....

بعضی ها را اصلا به خاطر نمی آوردم ، از برخی خاطرات کمی به یادم بود که  نشانه ای از کندی حافظه و پیری  بود ...

همه بیست سال بزرگتر شده بودیم ولی به نظرم هنوز همان دختر بچه های شاد و شنگول دبیرستانی بودیم، چین و چروک های صورتمان خبر از احوالمان میداد ...

 ، بعضی ها عروس و یا داماد  داشتند ...

، چقدر زمان زود میگذرد و ما را با خودش با سرعت میبرد .....

این هم اولین نوشته ام در سال جدید ، مختصر و کوتاه ....


Image result for ‫چهل سالگی‬‎

روضه شایسته سالاری.

شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1396 ساعت 08:16 ق.ظ

چند وقت پیش یکی از آشنایان از همسرم خواست تا در سازمان شان کاری برای پسرش پیدا کند و از آنجا که شرایط استخدام در سازمان آنها بسیار سخت است و همسر محترم هم کلا با پارتی بازی و رانت مخالف است ..شرمنده طرف شدیم ....

دشمنتان شرمنده ...

فکر کنم خیلی از ما معتقدیم در کشور ما تعداد زیادی از مردم خصوصا مدیران به سبب همین رانت و پارتی سر جای خودشان نیستند و اگر بخواهیم به شایسته سالاری در اینجا نمره بدهیم ، نمره خیلی کمی میگیریم ...

چند روز پیش که به مراسم عزاداری ایام فاطمیه رفته بودم ، از دست مداح ها و سخنران ها خیلی ناراحت شدم ،  همه از مصیبتهای حضرت زهرا و درد پهلو و سینه حضرت می گفتند و میخواندند ،  به قول  دختر چهارده ساله  من ، اگر بنا به نقل این مصیبتهاست  ،الان که  بدتر از آنها بر سر مردم یمن و میانمار می آید ....آنها باید بگویند چرا حضرت زهرا حاضر به تحمل این همه مصیبت شد ........

به نظر من مصیبت اصلی  ایام فاطمیه  ، آغاز مصیبت امیر المؤمنین است ، فکرش را بکنید مردی با آن همه علم و توانایی سیاسی و دینی  ، بیست و پنج سال خانه نشین شود و به جای حکومت ، و اداره جامعه اسلامی ، بیل دست بگیرد و باغداری کند ،فقط برای حفظ اسلام  ..... شاید این حرف مرا زنانی که همسرانشان  باز نشسته شده اند به خوبی،درک  میکنند .... برای یک زن،  آن هم خانمی چون حضرت زهرا تحمل این مصیبت ،  خیلی سخت بود ، بنابراین رفتن و یتیمی فرزندانش را ترجیح داد به  دیدن مظلومیت ابر مرد تاریخ ...

 .... به قول شاعر 

            زهرا در آتش بود ، حیدر داشت می سوخت ...

 و  دردناک تر این که امروز ، پس از هزارو چهارصد سال  ،یک عده آدم  افراطی  ، میخواهند  اسلام را نابود کنند ، آن هم با نام حضرت رسول و یا با نام امیر المؤمنین .....


Image result for ‫حیدر داشت میسوخت‬‎



خیابان انقلاب ....

دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 08:44 ق.ظ

خواهشا بعد از خواندن این پست به من بد و بیراه  نگویید ، مثل پست قبلی که بعضی ها از خجالت بنده در آمدند ....

این یک برداشت کاملا شخصی در مورد انقلاب و حکومت پهلوی ست و شاید درست هم نباشد ، من هر چه از آن زمان میدانم  بواسطه کتابهایی ست که خوانده ام  و  تقریبا همه آنها شرح خاطرات خاندان پهلوی یا سیاستمداران  آن زمان مثل سفیران  انگلیس و آمریکا  است ... اگر نخوانده اید پیشنهاد میکنم حتما بخوانید ، بسیار جذاب اند ....

به نظر من علت اصلی انقلاب ، نه فقر و مشکلات اقتصادی بود  و نه مسائل فرهنگی و اعتقادی ...علت اصلی  فساد اخلاقی و اقتصادی  بارز و آشکار  سران حکومت و بی لیاقتی  ،بی سیاستی و سر سپردگی شخص اول مملکت بود ..... 

فکرش را بکنید شاه مملکت برای عزل و نصب نخست وزیر و نماینده و وکیل و وزیر کشورش،از سفیر کشور های دیگر اجازه بگیرد و این کار را نه تنها عار نداد که افتخار هم بکند ....

یا اطرافیان و درباریان شاه یک مشت  هم جنس باز  لا ابالی تحصیل کرده فرنگ باشند  که مانند کفتار بر سر ثروت و منابع کشور با هم رقابت کنند .....

یا این که نه تنها  اختیار چاه های نفت   و صنایع مهم ما  به دست اجانب باشد  بلکه  در کشور اجازه هر گونه جولانی  داشته و مصونیت قضایی  و امنیتی هم داشته باشند  .....

در چنین شرایطی اگر مردم هم قیام نمی کردند  ، دیر یا زود کشور از هم می پاشید و کرکس های بیگانه  آن را تکه پاره  و بین خودشان تقسیم میکردند همان گونه که در زمان قاجار کردند یا همین  بحرین راکه در زمان پهلوی به راحتی  از ایران جدا کردند ......


Image result for ‫خیابان انقلاب‬‎



مدعیان دروغین !

دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 12:53 ب.ظ

مردم خودمان گشنه اند ....هر روز یک چیزی،گران میشود ....زلزله زده ها هنوز سر و سامان نگرفته اند ... خشک سالی و بی آبی کشورمان را تهدید میکند ....دزدی و قتل و خیانت و فقر بیداد میکند ... جوانانمان بیکارند نمی توانند ازدواج کنند...

  اینها به فکر کمک به مردم  فلسطین و سوریه  و عراقند و حالا هم یمن و میانمار اضافه شده ... 

کم ما را تحریم و تهدید میکنند دو باره می گویند مرگ بر اسرائیل و آمریکا و جدیدا هم عربستان سعودی ....

چرا جوانانمان را تشویق میکنید تا خودشان را به کشتن بدهند؟ .....چرا نفت ملت را صرف این  عربها میکنید ؟

کمتر اخبار جنگ و خونریزی و بدبختی کشورهای دیگر را پخش،کنید اجازه بدهید مردم شاد باشند ، بخندند و به فکر دردهای خودشان باشند ....

شما هم حتما این روزها این چیزها را زیاد از زبان مردم می شنوید .

جالب اینجاست که خیلی از اینها خودشان را جزء منتظران امام زمان هم میدانند .... حتما امام زمان قرار است بیاید و با کمک امثال اینها ،جهان را پر از عدل و داد کند و مظلومان را نجات دهد !

لابد  آنها ،منتظرند امام زمان بیاید تا مرغ و تخم مرغشان گران نشود ....نه ریالی از پولشان را خرج میکنند  نه جانشان را  به خطر می اندازند ، دیگران را هم سرزنش می کنند !!

نمیدانم اگر به جای آن کشورها ، کشور ما دست خوش این حوادث ناگوار و ظلم و ستم زورگویان دنیا بود هم ، چنین عقیده ای داشتند؟!

اینجاست که می فهمیم چرا بیش،از هزار سال است که این انتظار هنوز به سر نیامده !


Image result for ‫کشتار مردم یمن‬‎


برق سالاری ....

دوشنبه 2 بهمن‌ماه سال 1396 ساعت 08:14 ق.ظ

چند شب پیش، برق  منزل ما قطع شد ...نزدیک یک ساعتی،بدون برق گذشت و چقدر خوش گذشت .... کلی،با بچه ها سایه بازی کردیم و خندیدیم ...اگر برق بود هر کسی،برای خودش مشغول کاری  بود. 

خداوند ادیسون را  رحمت کند با این اختراعش ...

ولی بی برقی هم برای خودش،عالمی دارد ...

قدیم ها که برق نبوده ، ، مردم مجبور بودند ، دور یک چراغ جمع شوند ، کنار هم ، هم صحبت هم .،،، لابد کتاب بیشتر میخواندند... زودتر میخوابیدند ،  از آن طرف زودتر بیدار میشدند ... در نتیجه سالم تر بودند ، فعال تر و ، شاداب تر ....

با برق  ،یخچال  هم اختراع شد  غذا های مانده بیشترمیخوریم ،

  ، بیماری بیشتر ،  وسایل پزشکی برای درمان هم   بیشتر اختراع شد ...

برق ، تلویزیون را به ما هدیه کرد ...سرگرم  شدیم  ، هم صحبتمان شد و   از هم دور تر ...

با برق وسایل زیادی مثل ماشین لباس شویی ، جارو برقی ، اتو ، چرخ گوشت و کلی چیز های دیگر که امروزه  زندگی بدون آنها  خیلی سخت  میشود ،اختراع شد  و ما تنبل تر و تنبل تر و تنبل تر شدیم و دوباره بیمار تر ...

شاید بزرگترین ارمغان برق ، کامپیوتر و اینترنت باشد که زندگی هایمان را متحول کرد ، دنیا را کوچک کرد ، مانند یک دهکده ، با فشار دادن یک دکمه ، کلی  اطلاعات به دست می آوریم ، که بیشترش به هیچ دردی نمی خورد ، ولی جذاب است و اغوا کننده ....تجاوز به حقوق دیگران  زیاد شد ...جنگ رسانه ای ایجاد و دشمنی ها بیشتر و انسانها بی رحم تر شدند .....

خلاصه  برق اختراع شد ، علم پیشرفت کرد و ما پسرفت ....


Image result for ‫تکنولوژی و انسانیت‬‎


( تعداد کل: 198 )
   1       2       3       4       5       ...       20    >>